۱۳۸۸ دی ۲۷, یکشنبه

هوای تازه در باغ آینه شاملو







رسول رخشا


سال بد / سال باد / سال ِاشک / سال ِشک / سال روزرنگ متنهای دراز و استقامت های کم / سالی که غرور گدایی کرد / سال ِ پست / سال درد / سال عزا / سال اشک پوری / سال خون مرتضا / سال کبیسه ....
این شعر آشنای شاعران و مردمی است که خیابان ها و کوچه ها ی شهر، برایشان دهلیزهایی بی انتها نیستند بلکه معبرهایی برای رسیدن به خانه و لبخند اند .
شعری که توانسته است به سادگی و آرامی در ذهن و زبان ها ساری شود و روح سرگردان شاعر را به انزوای مطبوعی بکشاند که مطلوبش بوده است ،شاملو در این شعر و شعر هایی شبیه به این در مجموعه " هوای تازه " توانست اعتبار تازه ای برای شعر خود و شعر مدرن فارسی احیا کند
آن قدرها ، که گزافه گویی نیست اگر بگوییم این کتاب بیشترین تاثیررا از نظر امکانات شعر و نحوه ی تفکر شاعرانه برای شاعران هم نسل ونسل بعد از شاملو در شعر مدرن به همراه داشته است .
در" هوای تازه " شاعر توانسته است به طور قابل قبولی استقلال و جایگاه خاص شاعرانه خود را به دست بیاورد و عرصه هایی در زبان و بیان شعری اش خلق کند که بدیلی در آن روزها نداشته باشد. توجه و وسواس شاملو به زبان وبافت زبانی و طبیعت زبان فارسی و آمیزش آن با بیان هارمونیک، ودست یابی به نوع خاصی از تفکر شاعرانه و ارایه اندیشه ها یش در صورت های اجتماعی گوناگون ،شعر او را بدل به یک بیوگرافی از اجتماع خود می کند ، تلاش هایی که شاعر برای به دست آوردن تغییر ودگرگونی بر مبنای نگرش خود در شعرهایش می کند در نهایت به رفتارهایی منتهی می شود ،که نوآوری های موردپسند برای شعر و مخاطبان شعررا به همراه دارد .
شاملو به شرایط اجتماعی روزگار خود توجه نشان می دهد و سعی می کند روایت های خودرا در جهان واژه هایی ارایه دهد که به نوعی خودش مبتکر آن است ، ترکیب استادانه ی نثر کهن فارسی ، کتاب عهد عتیق , ونثر بیهقی با زبان کوچه و بازار...
هرچند می توان این ادعا راداشت که در روزهای سرودن مجموعه " هوای تازه " شعر شاملو ، شعر خاص ومتفکری بود و مخاطبان واقعی آن شاعران یا کسانی بودند که صاحب ذهن پیچیده ای بودند، اما حالا با گذشت پنجاه و چند سال ، زمزمه شعرهای شاملو برزبان مردم کوچه وبازار و بر پیشانی دست نوشته ها یشان هست ، آنجا که می خواهند خطاب به " بانوی پر غرور عشق خود " چیزی بگویند و یا در خیابان های شهر شلوغ از اعماق ،اعتراضی بر زبان بیاورند و حماسه ای از خس و خاشاک بسازند !!!
با وجود استقلال نسبی شاملو در" هوای تازه " نمی توان تاثیر و حضور نیما را بر شعرها نادیده گرفت ، اطناب و پرگویی های بی دلیل شاعر در برخی از شعر ها رنگ وروی شعرها را کدر کرده است شعرهایی که براحتی می توانستند فشرده تر وموجزتر باشند ،با این حال این حرف ها نقیض بحث مطرح شده ی بالا نیست که " هوای تازه " نقطه ی عطف و مفصل اصلی شعر های شاملوست .
در " باغ آینه " که کتاب بعدی اوست ،ما با ایجازی روبرومی شویم که نشان از درایت شاعر ی دارد که کلام را بی هوده خرج نمی کند کتابی که از نظر شکل ،وزن ، زبان ، موسیقی وساختارما را به شاملوی واقعی می رساند ، او توانسته است که مولفه هاو تجربیات پراکنده ی پیشین خود را به سرانجام مناسبی برساند.
این روزها به غلط یا درست یاد گرفته ایم که الفبای سرودن شعر آوانگارد و امروزی این است که شاعر میان زبان شعرش و زبان شاملو فاصله گذاری کند ،به گمانم این امر دو مطلب را بازگو می کند که جای درنگ دارد ،یکی تاثیر فوق العاده ی شاملو برشاعران جوان و تازه کار و دیگراینکه با وجود این فاصله گذاری انگار نمی شود براحتی از کنار شعر شاملوگذشت ،چرا که هنوز بعد از گذشت نیم قرن ما در خلوت و تنهایی خویش زمزمه می کنیم:
من فکر می کنم / هرگز نبوده قلب من / این گونه گرم وسرخ / احساس می کنم / ....

۱ نظر:

behnaz گفت...

بياني نوستالژيك، زيبا و خواندني